ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
540
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
نشاندند . لؤلؤ ارمنى و اقبال خاتونى و عز الدين مجلى زمام امور ملك به دست داشتند . ضيفه خاتون همواره لشكرها بسيج مىكرد و به جنگ خوارزميان مىفرستاد و شهرها را فتح مىكرد تا سال 640 كه بدرود حيات گفت . از آن پس الملك الناصر يوسف خود به استقلال به حكومت پرداخت . و جمال الدين اقبال خاتونى را به حل و عقد امور دولت خويش معين كرد . اختلاف الملك الصالح ايوب با عم خود الملك الصالح اسماعيل بر سر دمشق و استيلاى ايوب بر آن گفتيم كه الملك الصالح اسماعيل بن الملك العادل در غياب الملك الصالح ايوب به هنگامى كه راهى مصر بود به دمشق راند و دمشق را در سال 630 تصرف كرد . از آن پس واقعهء دربند كردن الملك الصالح ايوب در كرك پيش آمد . سپس استيلاى او بر مصر در سال 637 از آن پس اختلاف ميان آن دو همچنان بر جاى بود . الملك الصالح اسماعيل صاحب دمشق از فرنگان خواست كه او را در برابر ايوب صاحب مصر يارى كنند و در عوض دژ شقيف و صفد را به آنان واگذارد . چون پيمان نهاده شد مشايخ و علماى زمانش او را نكوهش كردند و بدين سبب عز الدين بن عبد السلام الشافعى از دمشق خارج شد و به مصر رفت و الملك الصالح ايوب او را منصب قضا داد . پس از او جمال الدين بن الحاجب المالكى دمشق را ترك گفته به كرك رفت و به اسكندريه شد و در آنجا درگذشت . ملوك شام براى دفع فتنهء الملك الصالح ايوب مجتمع شدند . الملك الصالح اسماعيل صاحب دمشق و الملك الناصر يوسف صاحب حلب و جدهء او ضيفه خاتون و الملك المنصور ابراهيم بن شيركوه صاحب حمص دست اتفاق به هم دادند ولى الملك المظفر صاحب حماة راه خلاف پيمود و به الملك الصالح نجم الدين ايوب گرايش يافت . مدتى آتش اين فتنه همچنان افروخته بود . سپس پيشنهاد صلح شد بدان شرط كه صاحب دمشق فتح الدين عمر بن نجم الدين ايوب را كه در دمشق دربند بود آزاد كند ولى او اجابت ننمود و بار ديگر شرار فتنه بالا گرفت . الملك الناصر داود صاحب كرك با الملك الصالح اسماعيل صاحب دمشق متفق شدند و از فرنگان يارى خواستند و اسماعيل قدس را به ايشان واگذار نمود . نيز نجم الدين ايوب از خوارزميان يارى خواست ، خوارزميان اجابتش كردند و در غزه اجتماع نمودند . الملك الصالح نجم الدين ايوب به سردارى بيبرس كه به هنگام محبوس شدنش با او بود لشكر روان نمود . اينان در غزه به خوارزميان پيوستند . الملك الصالح اسماعيل نيز لشكرى به سردارى الملك المنصور بن شيركوه صاحب حمص روان نمود او نيز به عكا رفت .